آرامش
 

 راههای رسیدن به آرامش روانی از نگاه قرآن

6- انس با قرآن:
قرآن که خود یک نسخة شفا بخش برای همة دردها می باشد، خود را به عنوان یک عامل جهت تسکین قلبها ومحکم کردن دل وآرام بخش معرفی می کند. وهر کس با این نسخة الهی انس بیشتری داشته باشد وبر خواندن آن مداومت داشته باشد احساس اطمینان وآرامش بیشتری بر وجودش حاکم می شود.
قرآن خطاب به پیامبر (ص) می فرماید: «وقال الّذین کفروا لو لا نزّل علیه القرآن جمله واحده کذلک لنثبت به فؤادک ورتّلناه ترتیلا»
(وکافران گفتند: چرا قرآن یکجا بر او نازل نمی شود ؟! این به خاطر آن است که قلب تورا به وسیله آن محکم داریم و(از این رو)آن را به تدریج بر تو خواندیم.)
از این آیه بر داشت می شود که به تدریج خواندن قرآن ومداومت برآن موجب استحکام قلب ودل می شود. ووقتی که قلب انسان ثابت ومحکم شد، هیچ غم وناراحتی نمی تواند آرامش آن را بر هم بزند.
" کلمة فؤاد به معنای قلب است ومراد از آن چیزی است که انسان با آن اشیاء را درک می کندوآن همان نفس انسان است. "
پس همانگونه که نزول تدریجی قرآن بر قلب آن حضرت (پیامبر (ص))موجب آرامش وسکون نفس ویا استحکام نفس او می گردد؛ تلاوت مستمر وانس مداوم با آیات قرآن، می تواند موجب تثبیت قلوب وآرامش نفس هر کسی گردد.
در جای دیگر خداوند تلاوت این کتاب آسمانی را موجب ترفیع درجات ایمان معرفی می کند:
«انّما المؤمنون الذین اذا ذکرالله وجلت قلوبهم واذا تلیت علیهم آیاته زادته ایمانا وعلی ربهم یتوکّلون»
(مؤمنان تنها کسانی هستند که هر گاه نام خدا برده می شود دلهاشان ترسان می گرددوهنگامی که آیات او برآنها خوانده می شود ایمانشان افزونتر می گرددوتنها بر پروردگارشان توکّل دارند.)
وهمچنین برا ی اینکه بر ایمان مؤمنین افزوده شود آرامش را بر آنها نازل میکند:
" هو الذی انزل السکینه فی قلوب المؤمنین لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم"
(او (خداوند) کسی است که آرامش را در دلهای مؤمنان نازل کردتا ایمانی بر ایمانشان بیفزاید.)
از جمع بندی این چند آیه می توان به این نتیجه رسید که: آرامش واطمینان قلوب ودلها ونفوس، نصیب قاریان وتلاوت کنندگان قرآنی می شود که از درجات ایمانی بهره مند باشند وهر چه انس آنها با قرآن بیشتر باشد، درجات ایمانشان بالاتر می رود و هرچه درجات ایمان بالاتر باشد آرامش واطمینان وامنیّت بیشتری را احساس می کنند.
7- امید:
وقتی انسان گمان داشته باشد که در آینده نعمتی نصیب او خواهد شدکه از آن لذّت می برد و بهره مند می شود، از این اندیشه، احساس خوب وحالت مطلوب وشیرینی به وی دست می دهد که ما آن را ''رجاء'' می نامیم.
یکی از عواملی که موجب آرامش افراد می شودامید داشتن به آینده ای روشن است.
امید، به انسان حالت نشاط وشادابی می دهد وبرعکس نا امیدی به انسان احساس یأس وسرشکستگی وضعف وناتوانی می دهد. انسان ناامیدهمیشه شکست خورده است وانسان امیدوار در همة صحنه ها پیروزمیدان است.
در امید یک حالت انتظار به بهره مند شدن از تمتعات ونعمتها در انسان ایجاد می کند واحساس خوش آیندی در دل او زنده می کند واورا به تلاش وحرکت وا می دارد.
در قرآن کریم آیات زیادی راجع به امید وجود داردواین حقیقت با تعابیری مثل رجاء ویأس وقنوط آورده شده است.
به عنوان نمونه در سوره مبارکه یوسف آمده است که:
«یا بنیّ اذهبوا فتحسسوا من یوسف واخیه ولاتایئسوا من روح الله انّه لا ییئس من روح الله الاّ القوم الکافرین»
(پسرانم! بروید واز یوسف وبرادرش جستجو کنید واز رحمت خدا مأیوس نشوید که تنها گروه کافران از رحمت خدا مأیوس می شوند.)
حضرت یعقوب سفارش می کند که فرزندانش از جستجو برای پیدا کردن یوسف وبرادرش نا امید نشوند،چرا که نا امیدی نوعی کفر است. چون انسان مؤمن وبا ایمان که خدا را وقدرت او را باور دارد ورحمت الهی راهمواره مشاهده می کند، مگر ممکن است با این حال، ازرحمت وعنایت خدا نا امید باشد. فقط کسانی که از خدا جدا هستند، احساس نا امیدی در وجودشان دارند.
انسان، بدون امید، خصوصا امید به رحمت الهی نمی تواند زندگی خوب وآرامی را داشته با شد. وافراد نا امید ومأیوس درزندگی تعادل روحی خوبی ندارند. وبرای همین شیرینی ولذّت زندگی را نمی چشندوهمیشه در یک حالت نگرانی واضطراب وهراس به سر می برند.
برای اینکه بتوان در زندگی در همه عرصه ها پیشرفت کرد می بایست در ابتدای کار به عاقبت آن کار امیدواربود، وگرنه با نا امیدی دست ودل انسان به کار نمی آید.
امید، محرک انسان برای رسیدن به خواسته ها وآرزوهاست. اینکه قرآن کسانی که از رحمت الهی نا امید هستندرا جزء کافران به حساب می آوردبرای این است که یأس ونا امیدی از رحمت خدا، در حقیقت محدود کردن قدرت خداست.
نکته:
(روح) درآیه (لا تایئسوا من روح الله) به معنی نفس با نفس خوش است وهر جا که استعمال می شود کنایه از راحتی، که ضدّ تعب وسختی دارد.
وسفارش قرآن به امیدوار بودن به رحمت الهی یهنی امید داشتن به زندگی وحیات که در آن انسان احساس آرامش وراحتی می کند پس می بایست در زندگی امید داشت. خصوصا امید به خداوند،که این امید مایة برکات زیادی ازجمله آرامش روحی وروانی برای انسانها می باشد.
8- دلداری و تسلّی دادن
گاهی مواقع اتفاقات ناگوار وحوادث دردناک در زندگی رخ می دهد، آنقدر عرصه بر انسان تنگ می شود وروح وروان آدمی به هم می ریزد که از شدّ ت ناراحتی نمی داند چه بکند؟وبه کجا برود؟و...
در این لحظات اگر کسی کنار انسان باشد که اظهار هم دردی کند واورا دلداری دهد، چنان آرامشی وجود فرد دردمند را فرا می گیردوچنان فشار روحی او تخلیّه می شود که قابل توصیف نیست.
لذا یکی از عواملی که موجب تسکین وآرامش افراد غمدیده وگرفتار وناراحت می شود، دلداری دادن واظهار همدردی کردن با آنهاست.
قرآن هم در چند جا، به این مسئله اشاره کرده است. به عنوان نمونه، در جریان داستان حضرت لوط،وقتی آنحضرت از نافرمانی وفسادی که امتش مرتکب می شدند به ستوه آمده بودوسخت ناراحت بود، خداوندفرشتگانی را مأمورمی کند تا بر لوط وارد شوند.
«ولمّا ان جاءت رسلنا لوطا سی ء بهم وضاق بهم ذرعا وقالوا لاتخف ولاتحزن انا منجّوک واهلک الّا امرأتک کانت من الغابرین»
(هنگامی که فرستادگان ما نزد لوط آمدند از دیدن آنها اندوهگین شدع گفتند،نترس وغمگین مباش، تو وخانواده ات رانجات خواهیم داد، جز همسرت را که در میان قوم باقی می ماند.)
فرشتگان وقتی دیدند لوط در غمّ وغصّه وناراحتی به سر می برد، او را دلداری دادند.. به او گفتند که ناراحت وغمگین مباش. چرا که تو وخانواده ات (به جز همسرت) نجات پیدا می کنید ومابقی گنه کاران به عذاب می رسند.
به گفته بعضی از مفسرین: لوط برای قوم خود رنجیده وناراحت بود، زمانیکه دید بلاء عظیم وعذاب الهی متوجّه آنان می شود، قلبش گرفت وراه چاره وسیاست بر او تنگ شد ودیگر از عذاب خداوند نتوانست جلوگیری کند. برای همین وقتی ملائکه را دید، سخت آزرده شد. چرا که فکر می کردآمدن ملائکه نشان از وقوع عذاب باشد.
ملائکه وقتی اورا در اندوه ودل تنگی دیدند، گفتند: بر ما وبر خودت نترس وآزرده مباش. وبهر آنچه از عذاب بر قومت نازل نمائیم نگران نباش. ما فرستاده خدا هستیم وما تو وخانواده ات را از عذاب نجات خواهیم داد. به جز همسرت که در عذاب باقی خواهد ماند.
به این وسیله دلداری دادن ملائکه نگرانی را از دل حضرت لوط بیرون بردند واورا آرام کردند.
نمنه این داستان در مورد خضرت ابراهیم هم نقل شده که ملائکه برای دلداری دادن به او وارد شدند.
خلاصه مسئله دلداری دادن از جهت روحی وروانی آثار بسیار مطلوبی دارد. وناراحتی شخص آسیب دیده را کم می کندواز فشار روحی وروانی او می کاهدوموجبات آرامش اورا فراهم می کند.
9- استعاذه (پناهندگی به خدا):
یکی از خطرناکترین اموری که موجب هلاکت آدمی وساقط شدن او از انسانیّت وآدمیّت است، وسوسة شیطانی است. وچون شیطان برای گمراه کردن انسان ونابودکردن او قسم خورده است، لذا از هیچ کاری دریغ نمی کند. وبزرگترین سلاح را برای نابودی انسان،وسوسه کردن او به امور خلاف وگناه می داند.
وقتی شیطان انسان را وسوسه می کندتا گناه ومعصیّت ونافرمانی امر خدا را انجام دهد، برای کسانی که اهل ایمان هستندوخداپرست هستند،یک حالت اضطراب وترس وتردیددر وجود آنها ایجاد می شودواز عاقبت انجام این کارمی ترسند.
خداوند در قرآن برای این افرادراه نجاتی رابرای خلاصی از وسوسةشیطان نشان داده است واین راه، راه نجات از آن اضطراب وتردید ودلهره ورسیدن به آرامش واطمینان قلبی از رضایت خداوند هم هست.
آن راه «استعاذه یا طلب پناهندگی» از خداوندبرای رهایی از شرّ وسوسه های شیطان است.
در سوره مبارکه اعراف آمده است: «وامّا ینزغنّک من الشیطان نزغ فاستعذ بالله انّه سمیع علیم»
(وهرگاه وسوسه ای از شیطان به تو رسید،به خداپناه بر،که شنوا وداناست)
پس یکی از امری که باعث ایجاد آرامش وراه رسیدن به اطمینان نفس است،پناه بردن به خداوند سبحان است. پناه بردن به کسی که پناه بی پناهان است. وهمه درسایه لطف الهی احساس امنیّت وآرامش می کنند.
درمفردات آمده است که: نزغ(وارد شدن ومداخله در امری برای خرابکاری وفاسد کردن آن) است. بعضی دیگرگفته اندکه:
نزغ یه معنی تکان دادن واز جای کندن ووارد کردن است وغالبا درحالت غضب به کار می رود. بعضی دیگر گفته اندکه به معنی وسوسه است.
در هر صورت نزغ به هر معنی از معانی که گفته شده باشد، فرقی نمی کند. ومی توان اینگونه بیان داشت که وسوسه های شیطان بیشتر در حالت غضب وخشمناکی انسان کارگر می افتد. وانسان را در ورطة گناه وعصیان می اندازد. در این حالت یعنی حالت خشم وغضب بهترین کار، پناه جستن به خداوند است.
چنانچه در این آیه هم به این مطلب اشاره شده است. معمولا در انجام دادن امور خیر واعمال پسندیده، شیطان انسان را وسوسه می کندتا از انجام آن پشیمان شود. پسبهتر است همیشه قبل از انجام کاری اوّل از شرّ شیطان به خدا پناه بریم، وبگوییم: "اعوذ بالله من الشیطان الرجیم"وبعد آن کار را انجام دهیم.
در حدیث آمده که وقتی آیه 199 اعراف(یعنی آیه قبل از آیه مورد بحث): ''خذ العفو وأمر بالعرف وأعرض عن الجاهلین '' نازل شد. که به پیامبر سفارش می کند تا در برابر جاهلان تحمّل کند. پیامبر عرضه می دارد: پروردگارا با وجود خشم وغضب چگونه می توان تحمل کرد.
آیه نازل می شود که (واماینزغنک...)وبه پیامبر دستور میدهد که در چنین هنگامی خود را به خدا بسپار وبه او پناهنده شو.
شبیه به این آیه در سوره مبارکه فصلت (آیه 36) آمده است. پس در نتیجه گیری کلّی از این آیه اینگونه می توان برداشت کرد که: یکی از خطرناکترین حیله های شیطان برای نابودی انسان وسوسه است ووسوسه بیشتر در حالت خشم وغضب مؤثر واقع می شود. لذا دراین حالت که روح آدمی از تعادل برخوردار نیست وروان او به هم ریخته ودلهره وتردید وترس سراغ او آمده، بهترین راه پناه بردن به خداست تا از شرّ وسوسه های شیطان خلاص شویم وبه آرامش روحی وروانی برسیم.

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=12940&p=343835

شعر میلاد امام رضا (ع) emam reza imam

http://bbarg.persianblog.ir/post/164

 

 



موضوع مطلب : راههای رسیدن به آرامش روانی از نگاه قرآن

ارسال شده در: یکشنبه ۳۱ امرداد ،۱۳۸٩ :: ٤:۱٥ ‎ب.ظ :: توسط : ن.غ



موضوعات
نويسندگان
صفحات وبلاگ
RSS Feed